تبليغاتX
سر گذر
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
امروز باسهيل محمودي-روزنامه ایران
 
امروز باسهيل محمودي
 
085236.jpg
سهيل محمودي متولد ۱۳۳۹ تهران است.
«فصلي از عاشقانه ها»، «اولين روز بهار»، «شادي ستاره ها»، «ترانه ها»، «عشق ناتمام»، «عاشقانه در پاييز» عناوين بخشي از آثار اوست. محمودي اخيراً دودفتر از عاشقانه هايش را به اسم «عاشقانه در پاييز» و «مي خواهم عاشقانه تر بخوانم» منتشر كرد.

*آقاي محمودي بفرماييد سرودن شعر را چگونه و از كي شروع كرده ايد؟
\ همانطور كه يك غربي از كودكي يك پيانو در گوشه خانه اش مي بيند و احساس مي كند كه بايد آن را بنوازد، در سرزمين ما هم هركس در هر خانواده معمولي و متعارف كه به دنيا مي آيد، پس از مدتي احساس مي كند كه بايد شعر بگويد. من هم مثل هر ايراني اين حس را داشتم كه بايد شعر بگويم و گفتم و مي گويم.

* شما احتمالاً سرودن شعر را با شيوه كلاسيك شروع كرده ايد؟
\فرهنگي كه در محيط خانواده حاكم بود، فرهنگ سنتي بود. بنابراين با آن كه خيلي به سه تار علاقه داشتم، اين مجال فراهم نبود. ولي در خانواده با آن نگاه مذهبي و سنتي گويا شعر تنها وسيله اي بود كه مي شد به آن پناه برد. ممنوعيت نداشت و تهديدي به حساب نمي آمد. طبيعتاً در آن فضا وقتي به سراغ شعر مي رويد، بايد به سراغ شعر كهن و كلاسيك رفت.

*از چه مقطعي به شعرنو روي آورديد و باكدام شاعر؟
\در سيزده و چهارده سالگي با گزيده شعر معاصر كه انتشارات بامداد منتشر مي كرد، به كشف اخوان ثالث رسيدم. در همان كشف اول شعر اخوان، نگاه آدمي را از زمين تا آسمان دگرگون مي كند. با زمستان و شهريار شهر سنگستان و حتي با اشعار ساده تري چون «ماچون دو دربچه روبروي هم…» يعني بانوع خوبي از شعر نو آشنا شدم و بعد از آن هم فروغ بود.

*صحبت از اخوان شد. مي خواستم اين سؤال را مطرح كنم كه چرا اخوان در كنار فروغ، شاملو، سپهري و… امروز كم فروغ تر است؟
\اين مسأله تنها شامل اخوان نمي شود. بخاطر داريد، در ابتداي نوجواني ما، تب شعري خيلي ها، نصرت رحماني بود. وقتي قراربود رحماني در جايي شعر بخواند جمعيت عظيمي از سروكول همديگر بالامي رفتند. چه شد كه نصرت فراموش شد. نصرت هم شاعر بد و شاعري تقلبي نيست. كشف اين مسأله، يك نگاه جامعه شناختي و يك بررسي اجتماعي و به شكلي حتي سياسي لازم دارد، تا به پاسخ اين سؤال برسيم. فكر نمي كنيد شايد يكي از علت هايش زبان تلخ و در عين حال دشوار او باشد؟

* سياست در شعر فروغ پنهان است. با يك بار خواندن، خواننده به كشف آن نمي رسد. شعر فروغ ذاتاً سياسي است.
\ اين را قبول دارم. سياست در شعر فروغ ته نشين شده و جزو جوهر شعر شده است. ولي به هر حال شعر اخوان از آن مقوله هايي است كه نياز به بررسي جدي اجتماعي ـ ادبي دارد. اخوان وقتي از آن اوج در دهه هفتاد رها مي شود، نياز به يك تحليل همه جانبه دارد، نمي شود در يك نشست حكم صادر كرد.

* آقاي محمودي خودتان به عنوان شاعر تا كجا با سياسي شدن شعر موافقيد؟
\ حتماً آگاهي سياسي و نگاه به جهان از پنجره سياست براي شاعر لازم است. اما اين كه شاعر بايد يك فرد سياسي باشد يا نه، دومقوله جداست. سياست در ذات خودش، عدم صراحت است. در حالي كه ذات هنرمند و شاعر راستي و صداقت است.
|+| نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1381 و ساعت 5:47 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar