تبليغاتX
سر گذر
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
به ياد على شريعتى
 

به ياد على شريعتى
دلش بى انتها مثل كوير است

 

200688.jpg
سه دهه از خاموشى آن صداى آرام و دلنشين كه از دلى سرشار بى قرارى و اخلاص برمى خاست، مى گذرد. در اين سه دهه هميشه بيست و نهم خرداد دلم را به آرامگاه خلوت پشت ديوار زينبيه برده است. حتى روزهايى هم كه بيست و نهم خرداد نبوده و در كنار مزار او بوده ام، باز به ياد بيست و نهم خرداد و آن هجرت غريبانه و مظلومانه و سبز و سرخ افتاده ام و در آن گورستان خلوت چشم هايم را با ابرها گره زده ام.
•••
در اين سال ها مخالفان افراطى و موافقان تفريطى على شريعتى كارها كرده اند و گفتارها بر زبان آورده اند. يك روز مثلاً به دفاع از ظاهر مذهب، لامذهب و وهابى اش ناميدند، يك روز تندروها به خاطر آنكه به «سخن» و«كلام» و «قلم» باورى عميق داشت، محافظه كار و غيرانقلابى اش خواندند. يك روز تفريطى ها به خاطر دفاع از انديشه هاى او نابخردانه دست به ترور اهل انديشه زدند. يك روز پيروان مذهب ظاهر به خاطر دفاع از آزادى او را ماركسيسم زده و تندرو و دعوت كننده به استبدادش برشمردند... و... و... و...
•••
اما على شريعتى همان است كه در زمانه خود و روزگار خويش بود و هنوز هم هست: مروج بيدارى و مبلغ آگاهى. براى ارائه نمونه هاى والا و «اسوه» هاى متعالى اين آگاهى و بيدارى در تاريخ ما نيز چند شخصيت جاودانه را هم سراغ گرفته بود: محمد، على، فاطمه، حسين، زينب، ابوذر، سلمان و حر... و با اخلاصى عميق و ناب و نفسى گرم و تازه و قلمى روشن و روان از آنها مى گفت و مى نوشت. محمد را به خاطر توحيد و ايمان هميشه باطراوتى كه عرضه كرد ، على را به خاطر شكيبايى و پايدارى اش بر اين ايمان؛ فاطمه را به خاطر عصمت و پارسايى اش در مسير اين ايمان، حسين را به خاطر شهادت و شجاعتش در دفاع از اين ايمان، زينب را به خاطر فداكارى و پيامش در جهت اين ايمان، ابوذر را به خاطر صراحت و صداقتش در اين راه، سلمان را به خاطر عمق تفكر و جست وجويش در جهت رسيدن به اين ايمان و حر را به خاطر انتخاب آگاهانه اش در آخرين ساعت زندگى در جهت پيوستن به اين ايمان...
•••
شايد بسيارى از آرا و انديشه هاى اجتماعى او در اين سه دهه به نقد و چالش كشيده شده باشد؛ شعله بسيارى از شور و هيجان ها در علاقه به تفكرات سياسى اش كم فروغ شده باشد، شايد... شايد... شايد... اما احترام و خضوع علاقه مندان به اهل بيت و سرسپردگان بر آستان امامان شيعه- كه درود خداوند بر ايشان باد- در تلاش او براى معرفى دوباره «خاندان» از زاويه اى سازنده و تاثير گذار روز به روز فزونى يافته است. او از منظرى آگاهى بخش ما را با شكوه آل الله آشنا ساخت. دل ها را از ناله و زنجموره بر عجز آنها برحذر داشت و به گريستن بر مظلوميت و عظمت شان دعوت كرد. او پيرايه ها را كه ناآگاهى و غفلت بر گرد والايى اين شخصيت ها پديد آمده بود، با «گفتار» و «نوشتار» و «دم» و «قلم» خود زدود و معصومان و امامان را اسوه هاى واقعى و حقيقى براى زندگى ايرانى مسلمان دانست. البته امروزه هم جامعه مسلمانان متفكر و شيعيان باخلوص نگران رواج دوباره خرافه ها و منفعت  طلبى ها در معرفى آنهايند. على شريعتى با همه صحبت و دلدادگى و شيفتگى اش به «خاندان» با مشى خردگرايانه و روشى تعقلى حقيقت زندگى امامان را وارد زندگى جوانان پيش از نسل ما، هم نسلان ما و نسل پس از ما كرد. مجموعه آثار او در معرفى محمد(ص)، على(ع)، فاطمه(س) و فرزندان و اصحاب ايشان امروزه و پس از چند دهه شامل مرور زمان نشده و تاريخ مصرف نخواهند داشت. راهگشا براى سرگردانى ها، دليل براى حيرانى ها و نورى براى تاباندن بر غفلت  ظلمانى زندگى ما است.
•••
در اين روزها كه ما ايرانيان دوستدار «خاندان» آن را ايام فاطميه مى ناميم، هنوز كتاب «فاطمه، فاطمه است» او يكى از بهترين آثار براى پناه بردن و ايمان آوردن فرزندان اين آب و خاك است كه نمى خواهند دچار محو و صحو در شخصيت هاى ساخته و پرداخته ماهواره هاى غفلت و ظلمت باشند و نيز همين كتاب ارزنده و ديگر آثار ولايى او برهانى روشن است بر رد برخى غلو ها، خرافه ها و كرامت تراشى هاى غيرعقلانى كه گاه به نام تجليل آن بزرگواران از برخى تريبون هاى رسمى و غيررسمى دامن زده مى شود. عظيم ترين و ماندگارترين و باطراوت ترين آثار على شريعتى همين ها است كه ما را با عظمت، مسئوليت، عقلانيت، محبت و ارادتى پيوند مى زند تا محمد و خاندان او را ? كه سلام بر آنان باد- به واقعيت و با حقيقت بشناسيم.
•••
يادم مى آيد در همان سال هاى اوان جوانى شعرى براى على شريعتى در قالب دوبيتى گفته بودم. شايد به آنچه امروز رسيده ام و بخشى از آن در اين مختصر قلمى شد، هنوز دست نيافته بودم. الان كه به آن شعر مى نگرم، مى بينم فطرت جوانى ام به همين نكته در آن دوبيتى اشاره داشته است:
به جانش داغ مظلوم غدير است
كه درياى كلامش دلپذير است
از او تنها همين را مى توان گفت:
دلش بى انتها مثل كوير است

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 0:20 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar