در تو چون روح تو گم می شوم , آری پس از این
تا مرا مثل خودت , دوست بداری پس از این
دستهایت را -بی دغدغه- باید با من
گوشه باغچه خانه بکاری پس از این
همه گفتند که عاشق نشو! حالا که شدی
باید این مرحله را تاب بیاری پس از این
بهترین کار , همین است که تو نیز چو من
همه را با خودشان , وابگذاری پس از این
دوست دارم , همه ی عاشقی ات را دربست
مثل یک راز , به دستم بسپاری پس از این
دست من رو شده و خال مرا هم خواندی
پس , مرا باخته باید بشماری پس از این
برد با توست همین! با لبخندی مغرور
می توانی بنشینی به کناری پس از این
پیش از آنی که من و تو , سفر از خویش کنیم
عهد کن , باز مرا دوست بداری پس از این
|
+| نوشته شده توسط در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 13:51 |