تبليغاتX
سر گذر
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ای دوست
 

برخیز و گاهی، عشق را دعوت کن ای دوست

بنشین و با من – با خودت – خلوت کن ای دوست

 

بی پرده باش ئ لحظه ای عریانی ات را

با حیرت آیینه ام، قسمت کن ای دوست

 

مانند راز یک معما سختی – اما

این راز را بگشا، مرا راحت کن ای دوست

 

لیلای شبهای خیابان گردی ام باش

یادی هم از اندوه مجنونت کن ای دوست

 

تا عزلت دلتنگی ام، پایان پذیرد

از وسعت بی رنگی ات، صحبت کن ای دوست

 

یک شهر با من دشمن اند، اما فقط تو

با من به پاس دوستی، بیعت کن ای دوست

 

یا نه ! تو هم مانند آنهای دگر باش

در انهدام روح من، شرکت کن ای دوست !

|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 0:19 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar